- اجتماعی

فروپاشی باغات شهریار

اسماعیل بکلیان – جمله‌ی نگین سرسبز غرب استان تهران، حالا دیگر نخ‌نما شده است از بس این پنج کلمه را در کنار هشدارهای تکان‌ دهنده‌ای نظیر؛ تخریب، خشکاندن، قلع و قمع درختان، تغییر کاربری، ویلاسازی، خوشگذرانی برخی عیاشان دیگر شهرها، دلالان ثروت اندوز و صدها عنوان دیگر شنیدیم، خسته شدیم… بی تعارف بگویم؛ خود باغات و درختان میوه هم از این کلمات حالشان بهم می‌خورد.

حالا یک واژه جدید در دنیای رسانه‌ای، (بخصوص اخبار استان تهران) جای خود را بخوبی در میان خبرها باز کرده است؛ تخریب ویلاهای لاکچری…!. بیجاره فلک، چه می کشد از دست بشر؟! ابر و باد و مه خورشیدش می‌کارند، رشوه بگیران چشم می‌بندند، بی صفتان سر درختان را می‌برند، دلالان می‌سازند و می‌فروشند، لاکچری نشین‌ها می‌خرند و ناگهان… رعد و برق آسمان قانون، خرابش می‌کند.

روزی یک مرد از دشتی عبور می‌کرد ناگهان دید یکی درحال چاله کندن است و دیگری آن را پر می‌کند. مرد، نزدیک شد و پرسید این چکار است؟! و پاسخ شنید: ما سه نفر هستیم، یکی چاله می‌کند، دومی نهال می‌کارد و سومی چاله را پر می‌کند و امروز نفر دوم ما حضور ندارد. حالا حکایت باغات شهریار است، اداره جهاد کشاورزی مجوزی برای ساخت باغات نمی‌دهد شهرداری هم معاذا…، ناگهان با یک هماهنگی ویژه‌ای، چشم‌ها کور و گوش‌ها کر می‌شود نه صدای تبر به گوش می رسد نه ویلای چند میلیارد تومانی در حال ساخت را کسی می‌بیند. اما کار به اینجا ختم نمی‌شود… صدای پای قانون و قضا به گوش می‌رسد، گویا همان جهاد کشاورزی است که حالا از تغییر کاربری شکایت کرده است، و شهرداری محترم لودرش را روشن و روانه‌ی ویلای ساخته شده می‌نماید و در اندک ساعتی، انبوهی از سرمایه ملی را به نخاله و زباله ساختمانی ‌تبدیل کند و به این ترتیب؛ بیش از پیش فلک را به عذاب و درد می‌اندازد.

حاصل این قصه، فروپاشی بیش از پیش باغات غرب استان تهران بخصوص شهریار است. این فروپاشی، تهدید زندگی میلیون‌ها انسان در پایتخت است. تغییر اقلیم و آب و هوا است. در نهایت کاسته شدن از میزان زیست پذیری منطقه به شمار می‌رود. حالا به این معضلات، تهدید امنیت غذایی را هم اضافه کنید.

در نشستی که خبرنگاران حوزه غرب استان تهران با حسین حق‌وردی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی داشتند؛ موضوع تغییر کاربری باغات، ساخت ویلا، تخریب ویلا و… به شدت نقد شد و خبرنگاران از حق‌وردی خواستند تا این موضوع را بررسی و برای همیشه خاتمه دهد. حق‌وردی گفت: از مجلس و دولت خواسته است تا به مسئله باغات شهریار، همانند بحران دریاچه‌ی ارومیه بطور ویژه رسیدگی شود. وی ادامه داد: باغداران شهریار و ملارد، سرمایه‌داران فقیر این کشور هستند. اگر یک باغدار فقط گوشه‌ای از زمین خود را بفروشد؛ به اندازه‌ی برداشت چند سال محصول، سود می‌کند و این درحالی است که آنها حق ندارند حتی برای ابزار کارشان یک انباری کوچک بسازند و یا برای امنیت باغ‌شان دیوار بکشند.

دفاع حق‌وردی از باغداران و پیشنهادش بسیار شجاعانه است. بنا بر سخنان وی؛ نه تنها امنیت و اقتصاد باغداران حوزه غرب استان تهران تامین نشده است، بلکه فشارهای مضاعف قانون برای مقابله با ایجاد بنایی منطقی در محل باغات آنها را تحت فشار گذاشته است. در کنار سخنان نماینده مردم شریف شهریار، قدس و ملارد، گفتنی است؛ اداره جهاد کشاورزی مدعی است با توجه به ارائه اسناد و مدارک توسط باغداران، طبق قانون آنها می‌توانند یک بنا محقر با متراژ مشخص ایجاد نمایند که باید اذعان داشت این اتفاق کمک چندانی به حفظ باغات نخواهد کرد و اگر نبود عشق و علاقه ذاتی باغداران به حفظ درختان و تولید محصولات باغی و زراعی، با چنین قوانین دست و پاگیر، وضعیت از آنچه امروز می‌بینیم بدتر بود.

نکته اول: آنچه امروز دل اصحاب رسانه را به درد آورده و این درد برگرفته از بطن جامعه است، عدم حذف عوامل فروپاشی باغات است. با توجه به اذعان برخی صاحبان باغاتی که بنا به شکایت جهاد کشاورزی و دستوردادستان تخریب شده است؛ هیچ ساخت و سازی بدون اجازه شهرداری‌ها صورت نگرفته است و تقریبا هیچ دیوار کشی غیرقانونی از چشم جهاد پوشیده نمانده است. پس چرا عوامل ایجاد این دیوارکشی‌ها در اداره جهاد کشاورزی و شهرداری مجازات نمی‌شوند؟!

دوم اینکه؛ چگونه است که در میان دهها ویلای غیرمجاز، اداره جهاد کشاورزی، بصورت گزینشی عمل می‌کند!؟ که این ابهامات نتیجه عدم شفافیت و پاسخگویی آن اداره است هرچند اگر هم رئیس اداره بخواهد در مقام پاسخگویی حاضر شود پیش بینی می‌شود چنین پاسخی را ارائه دهد: این اتفاقات در گذشته بوده و اداره جهاد سیستم نظارتی دقیقی برای کنترل ساخت و ساز غیرمجاز ندارد و دوم اینکه؛ ما تمام تخلفات را به نوبت رسیدگی خواهیم نمود.

نکته سوم؛ اینکه آیا تخریب، آخرین راه است؟! آیا از مجازات‌های جایگزین نمی‌شود استفاده کرد؟ آیا در برخی موارد می‌شود بجای تخریب، مجازات جایگزین تعریف کرد؟ برخی شهروندان معتقدند مجازات جایگزین (سنگین)، می‌تواند تاثیر بهتری در حفظ باغات داشته باشد. بررسی کارشناسی این موضوع به حوزه قضا برمی‌گردد و دستگاه قضا می‌تواند با بهره‌گیری از دانشگاهها، معتمدین محلی، دوستداران طبیعت و سایر پتانسیل‌های علمی در کشور و یا سایر کشورها، راه بهتری را برای حفظ باغات بکار گیرد.

دادستان شهریار و ملارد و همچنین دادستان تهران؛ اداره جهاد کشاورزی و شهرداری‌ها را موظف نماید تا این بخش تحقیقاتی را به کمک دانشگاهها و بهره‎‌مندی از افراد معتمد و باغداران محلی (که سراسر تجربه هستند) بالفعل نمایند تا علاوه بر کاهش پرونده‌های تخلفات این چنینی در دادسراها، از فروپاشی باغات شهریار جلوگیری شود و این محدودیتها جای خود را به توسعه باغات و درختان مثمر و رونق کشاورزی دهد. و از سوی دیگر قوانین و مقرارت در این خصوص بومی‌سازی شود.

و آخرین نکته اینکه؛ باغات شهریار، فقط ریه تنفسی تهران ۸ میلیون نفری نیست…؛ شهروندان تهرانی با این آب و هوای مسموم و محدودیت فضای گردشگری در شهر تهران، نیاز به تفرجگاه‌های برونشهری دارند. شاید بجای سفرهای هفتگی به شمال تهران، ساعات خوشی را در باغات شهریار بگذرانند اگر این دیدگاه بدرستی تبیین شود، هم باغات حفظ می شوند و هم تفریح مردم تنها به شمال تهران ختم نخواهد شد تا این همه بنزین و سرب در آسمان رها شود و شاید اقتصاد مردم شهریار رونق بیشتر و بهتری یابد.

About اسماعیل بکلیان

Read All Posts By اسماعیل بکلیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *